خاطره تلخ روز تولد 2 سالگیت
یادم رفت بگم دقیقا روز تولد شاینا یک اتفاق براش افتاد که البته خدا رو شکر به خیر گذشت...
شاینا جونی اومد تو آشپزخونه و کشو کابینت رو کشید کشو هم خیلی خیلی راحت بیرون کشیده میشه... یکهو کشو از جاش درامد و افتاد روی پای شاینا خانوم ... اینقدر گریه کرد که خدا میدونه... هر دو تا ران پاش کبود کبود شد....همش نگران بودم که نکنه خدایی نکرده پاش کاری شده باشه... پاشو چرب کردم و گفتم اگه بی تابی کنه ببرمش بیمارستان... که خدا رو شکر خیلی بی تابی نکرد...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خاطره تلخ روز تولد 2 سالگیت
