بازی خیلی قشنگ
دیشب برای اولین بار با بازی خیلی ساده و الکی، کلی از کنار تو بودن لذت بردم. بابایی با عمو تقی رفته بود بیرون.من همونجوری که نشسته بودم الکی خودمو به خواب زده بودم و تو دستتو میزدی به کنار میز مبل و صدا میداد من یکهو از جا می پریدم و تو غش غش از ته دل میخندیدی. چند بار این کارو تکرار کردی ومن باز یکهو از جام می پریدم و تو از اینکه منو از خواب بیدارمیکردی غش غش میخندیدی. قربون اون خنده های نازت برم. الهی که همه نی نی ها همیشه شاد باشن و بخندن.
شرکت در مسابقه نی نی وبلاگ
امروز مامانی تصمیم گرفت و در مسابقه نی نی وبلاگ مبنی بر اینگه انگیزه شما از انتخاب اسم نی نی تون چی بوده شرکت کرد. امیدوارم برای همه نی نی وبلاگها جالب بنظر بیاد. دختر قشنگم دوست دااااااااااااااااااااااااااااارم خیلی زیاد بازم خدایاااااااااااااااااااااااااااااا شکرت بابت این هدیه آسمونی
بیماری
قایم موشک
جیگر مامان یک بازی که توی یکسال و یکماهگی یاد گرفتی اینه که قایم موشک بازی می کنی. بابات میره یکجایی قایم میشه و شاینای ناز مامانی که الهی مامان فدات شه دنبال بابا میگردی و پیداش میکنی وقتی پیداش میکنی چنان از ته دل میخندی که آدم دوست داره بخوردت.
اشاره کردن با دست
دیشب برای اولین بار انگشت اشاره تو (به سمت تلویزیون که داشت چند تا کبوتر نشون میداد) دراز کردی و با اون انگشت کوچولوی نازت در حال اشاره گفتی طوطو............. نمیدونی من وبابات چقدر لذت می بریم وقتی یک کار جدید ازت سر میزنه. نفس مامانییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
کلمه هایی که شاینا میگه
شاینای عزیزم... امروز یکسال و یکماه شدی. اینقدر شیرین و بامزه شدی که حد نداره . نمیدونم از کدوم کارات بنویسم. فعلا کلمه هایی که میتونی بگی: بابا، عمه،عمو،مامان،نی نی و جدیداً طوطو فداااااااااااااااااااااات بشم با اون حرف زدنت.
تشکر
مامانی شما بعد از ٦ ماهگی مهد کودک نرفتی و تو رو بردیم پیش عزیز جون ......... گفتم یک ساله که شدی ببرمت مهد... اما عزیز جون با این که آرتروز داره و سخته براش که شما رو بغل کنه گفت نه بیارینش خودم نگهش میدارم. اینو نوشتم که بدونی عزیزجون خیلی دوست داره و انشاا... بزرگ شدی قدر زحماتشو بدونی. جا داره همینجا از عزیز جون که خیلی خیلی برات زحمت کشیده تشکر کنم. عزیز جون............... من و شاینا جون دستتونو می بوسیم. الهی سایتون بالای سر همه ما باشه. هر چند عزیز دلم شما تا دو ماهگی خونه عزیز جون بودی. آخه از بس کوچولو و موچولو بودی می ترسیدم حمام ببرمت یا بغلت کنم. عزیز جون قنداقت میکرد تا بشه بغلت کرد. یک کم هم دختر نا آرا...
نق نق بخاطر دندون
سلام دختر گلم. شما تا الان ٤ تا دندون در آوردی ٢ تا پایین و ٢ تا بالا. فکر کنم قراره یک دندون دیگه دربیاری؟ چون دیروز از صبح تا ظهر که عزیز جونو اذیت کردی با نق نق زدنای خوشکلت . از عصر تا شب هم که منو اذیت کردی. اشکالی نداره عزیز دلم من با جون ودل نق نقاتو میخرم. فقط تو درد نداشته باشییییییی.هر چی دستت میاد میذاری تو دهنت و روی لثت فشار میدی و باز جیغ میزنی. الهی که زودتر دندونت دربیاد. مامانی فدات شههههههههههههههههه.
شیرینی مثل عسل
دختر نازم این روزا اینقدر ماه شدی. اینقد شیرین بازی از خودت درمیاری که آدم دوس داره بخورت... وقتی از اداره میام در ورودی حال(خونه عزیز جون) واستادی و میگی مامان. جووووووووووووووووووووووووووون مامان. مامان فدات شه. عزیز جون میگه تا آیفن زنگ میخوره برمیگرده به آیفن نگاه می کنه میگه بابا ... مامان .....الهی قربونت برم مامان گلم که منتظر من و بابایی هستی......... ...




